تبليغاتX
HÅRÐÇåñÐ¥ - کولی عاشق

HÅRÐÇåñÐ¥

منم آن کولی مست و ندانم کار
منم آن شب خروش باده در دست بدون یار
و لیکن نیک میدانم چرا این قوم در پندار
اسیر سکه و لهوند و دنیا دار
خوشیهاشان همه بیهوده بی مقدار
و غمهاشان سراسر پوچ ملالتبار
ولی در حیرتم از خنده های تلخ تر از گریه های تو
ولی مبهوتم از این واژه های پر ز راز تو
نمیدانم که میدانی که دانایان عقوبث سهمگین دارند؟
نمیدانم که میدانی خدایان عاشقان بر دار میخواهند؟
مگر آن عیسی مصلوب را خونین ندیدی تو؟
مگر حلاج را عاشق به پای دار چون عیسی ندیدی تو؟
تو آن شیدای بسطامی که آجین کردنش از شمع
در آن هنگامه نامردمی نابخردی آیا ندیدی تو؟
تو ای دختر مرا در وادی حیرت رها کردی!
در آن صحرا بدست گرد باد و ریگ بسپردی
نمیدانم که آیا قصه ء پرغصه ات را خوب بشنیدم؟
نمیدانم که درد سینه ات را نیک فهمیدم؟
به یاد آن غزلگوی قرون پیش افتادم
که از اسرار و درد خویشتن فریاد بر میداشت
" شب تاریک و موج گردابی چنین حائل"
" کجا دانند حال ما سبکبالان ساحلها"
بدان ای دختر عاشق که از هجران و درد و نامرادی اندرین طوفان
من زورق نشین راه گم کرده, تلاطم دیده ام بسیار
ولی هرگز نمیدانم تو را چون است
این پندار؟! این گفتار؟! این کردار؟!!
اگر خود سینه ای داری پر از شعر و شعور و شرم
اگر آکنده ای از مهر و مستی و ملال و درد
اگر از جان خود نقبی زدی بر جان جانان تو
اگر شوریده گی دیوانگی آزادگی عارض شدسث بر تو
بدان این موهبت ها دستمزد طینت پاک است
بدان  سر  لطافت ها جواب درد جانگاه است
در این بازی و این بازیچگی بردی تو آن جام طلای ناب
رها گشتی از این زندان به یمن درد و عشق و حلم و تاب
شنیدستم ز حق گویان عارف مسلک بیدار
اگر خواهی سلامت بگذری زین رهگذار تار
نمان هرگز در این بیغوله های پر نیاز و آز
سفر کن عشق بر گیر و خطر  کن باز..

+ نوشته شده در 2008/5/7 17:41 توسط hardcandy |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



My old Candies

آبان 1387

مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386



My Friends

ashimashi
در كوچه هاي شعر گناباد
الف رها
Concealed eye secrets
ترانه های سرزمین مادری ام
یه فنجون قهوه داغ
صید قزل آلا در مدرسه
سیب زمینی نوشت
شب نویس
اشکان
سورنا
تراوشات يک ذهن مه آلود
پسر یخی
زين پس به جای
GLASS EYES
سیب تلخ
حسرت اشک
نفرین به دل ساده
حضرت عشق
دِلى
ترديد خاكسترى
دستمان به ماه نمی رسه
خزان ارزشها
دست نوشته های یک سادیسمی
شمیم کوثر
کافه ای در انتهای روز
نوشته هاي يک انسان


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS